واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

entfernt

صفت · B1

دور، با فاصله

در داستان‌ها

Der Hof lag eine Stunde von der Stadt entfernt.

مزرعه یک ساعت از شهر فاصله داشت.

Ein Wochenende auf dem Hof (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

kaufen خریدن · der Supermarkt سوپرمارکت · warten منتظر ماندن؛ منتظر ماندن (auf) · müde خسته · weil چون · eigentlich راستی، در واقع · das Essen غذا؛ خوردن · früh زود، قبلاً · der Nachmittag بعدازظهر · wo کجا · ohne بدونِ؛ بدون · das Wochenende آخر هفته