واژه‌نامه · واژه‌های سطح A2

der Hafen

اسم · جمع: Häfen · A2

بندر

در داستان‌ها

Am Mittag bin ich mit meiner Schwester zum Hafen gegangen.«

ظهر من با خواهرم به بندر رفتم.»

Ein Samstag in Hamburg (سطح A2)

واژه‌های مرتبط

nur فقط · können توانستن · der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · fragen پرسیدن · lachen خندیدن · dann بعد · kommen آمدن · mit با · nicht نه · aber اما · in در