واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

hart

صفت · B1

سخت

در داستان‌ها

Der Schichtdienst war hart.

کار شیفتی سخت بود.

Bitte vergiss nichts (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

am در (an + dem) · haben داشتن · sagen گفتن · sein بودن · und و · abhaken تیک زدن · der Arbeitsunfall حادثهٔ کاری · aufladen شارژ کردن · der Aufzug آسانسور · auspacken خالی کردن (کیف) · außer جز · die Berufsschule هنرستان، مدرسهٔ حرفه‌ای