hart
سخت
در داستانها
Der Schichtdienst war hart.
کار شیفتی سخت بود.
واژههای مرتبط
am در (an + dem) · haben داشتن · sagen گفتن · sein بودن · und و · abhaken تیک زدن · der Arbeitsunfall حادثهٔ کاری · aufladen شارژ کردن · der Aufzug آسانسور · auspacken خالی کردن (کیف) · außer جز · die Berufsschule هنرستان، مدرسهٔ حرفهای