die Hausaufgabe
تکلیف، مشق
در داستانها
Dann habe ich Hausaufgaben gemacht und am Abend einen Film gesehen.«
بعد من تکالیفم را انجام دادم و شب یک فیلم دیدم.»
واژههای مرتبط
sehen دیدن · aus از، اهلِ · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · wieder دوباره · viel خیلی · auch همچنین، حتی · der Abend شب، عصر · auf روی؛ برای (منتظر) · fragen پرسیدن · lachen خندیدن · dann بعد · kommen آمدن