nach
بعد از
در داستانها
Nach zwei Wochen tut Lukas der Rücken nicht mehr weh.
بعد از دو هفته کمر لوکاس دیگر درد نمیکند.
واژههای مرتبط
eigentlich راستی، در واقع · lange مدت زیادی · sollen باید؛ قرار بودن؛ باید (توصیه) · wollen خواستن · seit از (زمان)؛ از وقتی که · müssen باید، مجبور بودن · die Woche هفته · der Tag روز · traurig غمگین · rufen صدا زدن · die Ärztin پزشک (زن) · der Donnerstag پنجشنبه