der Donnerstag
پنجشنبه
در داستانها
Der Termin ist am Donnerstag.
وقت دامپزشک پنجشنبه است.
Am Donnerstag ist Neda um drei Uhr zu Hause.
پنجشنبه ندا ساعت سه خانه است.
Am Donnerstag muss er zum Arzt gehen.
پنجشنبه او باید پیش دکتر برود.
Am Donnerstag passierte etwas, worüber sie sich den ganzen Abend ärgerte.
پنجشنبه چیزی اتفاق افتاد، که از آن او تمام شب عصبانی بود.
Am Donnerstag saß er einer Beraterin gegenüber.
پنجشنبه او روبهروی یک مشاور نشسته بود.
واژههای مرتبط
der Tag روز · dick چاق؛ کلفت · nach ... گذشته (در گفتن ساعت) · der Tierarzt دامپزشک · das Viertel ربع · wie viel چقدر، چند · krank بیمار، مریض · nett مهربان، خوب · traurig غمگین · der Frühling بهار · rufen صدا زدن · die Ärztin پزشک (زن)