traurig
غمگین
در داستانها
Sie ist traurig.
او غمگین است.
Lukas ist traurig, weil er Fußball liebt.
لوکاس غمگین است، چون او فوتبال را دوست دارد.
واژههای مرتبط
bekommen دریافت کردن · um ساعتِ (برای گفتن ساعت) · der Samstag شنبه · sitzen نشستن · arbeiten کار کردن · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · schon حالا دیگر، قبلاً · werden شدن (کمکی آینده)؛ شدن · so اینطور، چنین؛ چه (تعجب) · wieder دوباره · gut خوب · das Haus ساختمان، خانه