nett
مهربان، خوب
در داستانها
Der Tierarzt ist nett.
دامپزشک مهربان است.
Hier wohnen ja auch nette junge Leute wie Sie.«
اینجا خب جوانهای خوبی مثل شما هم زندگی میکنند.»
واژههای مرتبط
so اینطور، چنین؛ چه (تعجب) · wieder دوباره · ja بله؛ (als Partikel) خب، دیگر · vor جلوی؛ از (ترس) · gut خوب · das Haus ساختمان، خانه · jetzt حالا · viel خیلی · die Frau خانم؛ زن · nur فقط · auch همچنین، حتی · heute امروز