nebeneinander
کنار هم
در داستانها
Früher und heute standen nebeneinander, in einem Glas.
گذشته و امروز کنار هم بودند، در یک شیشه.
واژههای مرتبط
leer خالی · nie هیچوقت · finden پیدا کردن؛ فکر کردن، نظر داشتن · wenn اگر، وقتی که · erzählen تعریف کردن · klein کوچک · die Mutter مادر · wissen دانستن · liegen قرار داشتن، بودن · geben وجود داشتن (es gibt)؛ دادن · zeigen نشان دادن · aus از، اهلِ