واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

nebeneinander

قید · B1

کنار هم

در داستان‌ها

Früher und heute standen nebeneinander, in einem Glas.

گذشته و امروز کنار هم بودند، در یک شیشه.

Omas Sonntagsbraten (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

leer خالی · nie هیچ‌وقت · finden پیدا کردن؛ فکر کردن، نظر داشتن · wenn اگر، وقتی که · erzählen تعریف کردن · klein کوچک · die Mutter مادر · wissen دانستن · liegen قرار داشتن، بودن · geben وجود داشتن (es gibt)؛ دادن · zeigen نشان دادن · aus از، اهلِ