noch nie
هرگز، تا حالا هیچوقت
در داستانها
Lukas sagt: »So etwas habe ich noch nie gegessen.«
لوکاس میگوید: «من هرگز چنین چیزی نخوردهام.»
واژههای مرتبط
dann بعد · kommen آمدن · im در (in + dem) · mit با · aber اما · in در · am در (an + dem) · haben داشتن · sagen گفتن · sein بودن · und و · die Bohne لوبیا