die Pflegefachkraft
پرستار حرفهای
در داستانها
»Werde ich wieder Fußball spielen können?«, fragte Jonas die Pflegefachkraft.
«آیا من دوباره خواهم توانست فوتبال بازی کنم؟»، یوناس از پرستار پرسید.
Auf der Station traf sie die Pflegefachkraft Elif.
در بخش او پرستار الیف را دید.
واژههای مرتبط
ohne بدونِ؛ بدون · das Wochenende آخر هفته · zuerst اول · gern با علاقه، با میل · leer خالی · lernen یاد گرفتن، آموختن · nie هیچوقت · später بعد · zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem) · bei نزدِ، در · beim موقعِ (bei + dem) · lächeln لبخند زدن؛ لبخند