واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

produzieren

فعل · B1

produziert, produzierte, hat produziert

تولید کردن

در داستان‌ها

Sie wollte sehen, wie ihr Gemüse eigentlich produziert wird.

او می‌خواست ببیند، سبزیجاتش در واقع چطور تولید می‌شود.

Ein Wochenende auf dem Hof (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

kaputt خراب، از بین رفته · das Kind کودک · warum چرا · kaufen خریدن · der Supermarkt سوپرمارکت · warten منتظر ماندن؛ منتظر ماندن (auf) · müde خسته · weil چون · eigentlich راستی، در واقع · das Essen غذا؛ خوردن · früh زود، قبلاً · der Nachmittag بعدازظهر