واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

das Röntgenbild

اسم · جمع: Röntgenbilder · B1

عکس رادیولوژی

در داستان‌ها

Das Röntgenbild zeigte einen Bruch.

عکس رادیولوژی یک شکستگی نشان داد.

Es geht aufwärts (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

nicken سر تکان دادن · zuhören گوش دادن · der Arzt دکتر، پزشک · die Nacht شب · der Schrank کابینت، کمد · wehtun درد گرفتن · die Ärztin پزشک (زن) · aufstehen بلند شدن · der Fußball فوتبال · besuchen به دیدن رفتن · der Chef رئیس · danke ممنون