واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

der Salat

اسم · جمع: Salate · B1

کاهو

در داستان‌ها

Auf dem Feld wurden Salat und Radieschen geschnitten.

در مزرعه کاهو و تربچه چیده شد.

Ein Wochenende auf dem Hof (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

in در · am در (an + dem) · haben داشتن · sagen گفتن · sein بودن · und و · anbauen کاشتن، کشت کردن · die Chemie مواد شیمیایی؛ شیمی · das Dach پشت‌بام · entfernt دور، با فاصله · ernten برداشت کردن · erzeugen تولید کردن (انرژی)