der Salat
کاهو
در داستانها
Auf dem Feld wurden Salat und Radieschen geschnitten.
در مزرعه کاهو و تربچه چیده شد.
واژههای مرتبط
in در · am در (an + dem) · haben داشتن · sagen گفتن · sein بودن · und و · anbauen کاشتن، کشت کردن · die Chemie مواد شیمیایی؛ شیمی · das Dach پشتبام · entfernt دور، با فاصله · ernten برداشت کردن · erzeugen تولید کردن (انرژی)