erzeugen
erzeugt, erzeugte, hat erzeugt
تولید کردن (انرژی)
در داستانها
Der Strom für die Küche wurde von der Solaranlage auf dem Dach erzeugt.
برق آشپزخانه توسط سامانهٔ خورشیدی روی پشتبام تولید میشد.
واژههای مرتبط
liegen قرار داشتن، بودن · zeigen نشان دادن · wollen خواستن · arbeiten کار کردن · sehen دیدن · von از · aus از، اهلِ · ganz تمام، کامل · seit از (زمان)؛ از وقتی که · wie مثل؛ چطور · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · müssen باید، مجبور بودن