der Schichtdienst
کار شیفتی
در داستانها
Der Schichtdienst war hart.
کار شیفتی سخت بود.
واژههای مرتبط
für برای؛ به · vor جلوی؛ از (ترس) · das Haus ساختمان، خانه · die Frau خانم؛ زن · auch همچنین، حتی · nach به (مقصد)؛ برای · stehen ایستادن · noch هنوز · der Tag روز · können توانستن · der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع)