sich ändern
ändert sich, änderte sich, hat sich geändert
عوض شدن
در داستانها
»Das Klima ändert sich«, sagte Hanne.
«اقلیم دارد عوض میشود»، هانه گفت.
واژههای مرتبط
lagern انبار بودن، نگهداری شدن؛ نگهداری کردن، انبار کردن · der Mai ماه مه · der Ökohof مزرعهٔ ارگانیک · reif رسیده · schützen محافظت کردن · sich melden دست بلند کردن، اعلام آمادگی کردن · sparen صرفهجویی کردن · die Ware کالا · der Mitarbeiter کارمند؛ کارگر · der Preis قیمت · danach بعد از آن · bringen آوردن