verstecken
versteckt, versteckte, hat versteckt
پنهان کردن، قایم کردن
در داستانها
Arman versteckt den Luftballon.
آرمان بادکنک را قایم میکند.
واژههای مرتبط
stehen ایستادن · noch هنوز · zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · an در، به · lachen خندیدن · dann بعد · kommen آمدن · im در (in + dem) · aber اما · am در (an + dem)