واژه‌نامه · واژه‌های سطح A1

verstecken

فعل · A1

versteckt, versteckte, hat versteckt

پنهان کردن، قایم کردن

در داستان‌ها

Arman versteckt den Luftballon.

آرمان بادکنک را قایم می‌کند.

Armans Geburtstag (سطح A1)

واژه‌های مرتبط

stehen ایستادن · noch هنوز · zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · an در، به · lachen خندیدن · dann بعد · kommen آمدن · im در (in + dem) · aber اما · am در (an + dem)