واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

verwechseln

فعل · B2

verwechselt, verwechselte, hat verwechselt

اشتباه گرفتن

در داستان‌ها

Der Bote wird die Etagen verwechselt haben.«

لابد مأمور پست طبقه‌ها را اشتباه گرفته است.»

Das verschwundene Paket (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

leer خالی · nächst بعدی، آینده · bei نزدِ، در · finden پیدا کردن؛ فکر کردن، نظر داشتن · die Tür در · die Uhr ساعت · doch که (تأکید) · erzählen تعریف کردن · groß بزرگ · um ساعتِ (برای گفتن ساعت) · der Mann شوهر؛ مرد · sollen باید؛ قرار بودن؛ باید (توصیه)