واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

wiedersehen

فعل · B2

sieht wieder, sah wieder, hat wiedergesehen

دوباره دیدن

در داستان‌ها

»Du hättest das Geld nie wiedergesehen.

«تو آن پول را دیگر هرگز نمی‌دیدی.

Was wäre gewesen, wenn … (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · an در، به · auf روی؛ برای (منتظر) · fragen پرسیدن · lachen خندیدن · dann بعد · kommen آمدن · mit با · nicht نه · aber اما · in در