zu Wort kommen lassen
به کسی فرصت حرف زدن دادن
در داستانها
»Du hast alle zu Wort kommen lassen«, sagte er.
«تو به همه فرصت حرف زدن دادی»، او گفت.
واژههای مرتبط
nach به (مقصد)؛ برای · können توانستن · zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · an در، به · auf روی؛ برای (منتظر) · lachen خندیدن · dann بعد · kommen آمدن · im در (in + dem) · nicht نه