der Zucker
شکر
در داستانها
Aber sie braucht noch Zucker und Eier.
اما او هنوز شکر و تخممرغ لازم دارد.
Parisa sucht den Zucker.
پریسا دنبال شکر میگردد.
Der Zucker steht oben im Regal.
شکر بالای قفسه است.
Sie kaufen den Zucker, die Eier und den Luftballon.
آنها شکر، تخممرغها و بادکنک را میخرند.
واژههای مرتبط
das Haus ساختمان، خانه · die Frau خانم؛ زن · nur فقط · heute امروز · stehen ایستادن · noch هنوز · zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · an در، به · lachen خندیدن · dann بعد