واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Allergie

اسم · جمع: Allergien · B1

آلرژی

در داستان‌ها

In der Notaufnahme fragte eine Ärztin nach Allergien und Medikamenten.

در اورژانس بیمارستان یک پزشک دربارهٔ آلرژی‌ها و داروها پرسید.

Es geht aufwärts (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

sein بودن · und و · ablegen زمین گذاشتن · ansprechbar هوشیار، قادر به پاسخ · aufatmen نفس راحت کشیدن · aufwärts رو به بالا، رو به بهبود · ausgeben مهمان کردن (نوشیدنی) · ausrutschen سر خوردن · das Bier آبجو · brav مثل بچهٔ خوب، حرف‌گوش‌کن · brechen شکستن · der Bruch شکستگی