die Allergie
آلرژی
در داستانها
In der Notaufnahme fragte eine Ärztin nach Allergien und Medikamenten.
در اورژانس بیمارستان یک پزشک دربارهٔ آلرژیها و داروها پرسید.
واژههای مرتبط
sein بودن · und و · ablegen زمین گذاشتن · ansprechbar هوشیار، قادر به پاسخ · aufatmen نفس راحت کشیدن · aufwärts رو به بالا، رو به بهبود · ausgeben مهمان کردن (نوشیدنی) · ausrutschen سر خوردن · das Bier آبجو · brav مثل بچهٔ خوب، حرفگوشکن · brechen شکستن · der Bruch شکستگی