brav
مثل بچهٔ خوب، حرفگوشکن
در داستانها
»Wirst du brav liegen bleiben?«, fragte sie.
«آیا تو مثل بچهٔ خوب دراز کشیده خواهی ماند؟»، او پرسید.
واژههای مرتبط
sein بودن · und و · ablegen زمین گذاشتن · die Allergie آلرژی · ansprechbar هوشیار، قادر به پاسخ · aufatmen نفس راحت کشیدن · aufwärts رو به بالا، رو به بهبود · ausgeben مهمان کردن (نوشیدنی) · ausrutschen سر خوردن · das Bier آبجو · brechen شکستن · der Bruch شکستگی