der Bruch
شکستگی
در داستانها
Das Röntgenbild zeigte einen Bruch.
عکس رادیولوژی یک شکستگی نشان داد.
واژههای مرتبط
vor جلوی؛ از (ترس) · gut خوب · das Haus ساختمان، خانه · die Woche هفته · jetzt حالا · die Frau خانم؛ زن · auch همچنین، حتی · heute امروز · nach به (مقصد)؛ برای · noch هنوز · der Tag روز · können توانستن