واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

ausdrucken

فعل · B1

druckt aus, druckte aus, hat ausgedruckt

چاپ کردن

در داستان‌ها

Sie suchte ihren Beleg, den sie ausgedruckt hatte, und rief den Kundenservice an.

او رسیدش را، که آن را چاپ کرده بود، جست‌وجو کرد و به خدمات مشتریان زنگ زد.

Die falsche Kaffeemaschine (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

bei نزدِ، در · bekommen دریافت کردن · groß بزرگ · anrufen زنگ زدن · schreiben نوشتن · sollen باید؛ قرار بودن؛ باید (توصیه) · der Herr آقا · liegen قرار داشتن، بودن · sofort فوراً · geben وجود داشتن (es gibt)؛ دادن · wollen خواستن · sehen دیدن