beruhigen
beruhigt, beruhigte, hat beruhigt
آرام کردن
در داستانها
Mara nahm trotzdem die Treppe, um sich zu beruhigen.
مارا با این حال از پلهها رفت، تا آرام شود.
واژههای مرتبط
der Tag روز · können توانستن · der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · an در، به · auf روی؛ برای (منتظر) · fragen پرسیدن · dann بعد · im در (in + dem) · mit با · nicht نه · aber اما