واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

betreffen

فعل · B1

betrifft, betraf, hat betroffen

مربوط بودن به

در داستان‌ها

»Ihre Rechnung betrifft eine Maschine, die ich Mitte Oktober zurückgeschickt habe.

«صورت‌حساب شما به دستگاهی مربوط است که من اواسط اکتبر پس فرستاده‌ام.

Die falsche Kaffeemaschine (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

wollen خواستن · sehen دیدن · von از · wieder دوباره · für برای؛ به · ja بله؛ (als Partikel) خب، دیگر · die Woche هفته · die Frau خانم؛ زن · der Tag روز · können توانستن · zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · auf روی؛ برای (منتظر)