der Bewohner
ساکن
در داستانها
Die stark gestiegenen Mieten zwingen viele langjährige Bewohner zum Umzug.
اجارههای بهشدت بالارفته خیلی از ساکنان قدیمی را مجبور به اسبابکشی میکنند.
واژههای مرتبط
die Straße خیابان · vergessen فراموش کردن؛ جا گذاشتن · wohnen زندگی کردن · der Nachmittag بعدازظهر · über دربارهٔ، از · bleiben ماندن · jung جوان · die Leute مردم · der Morgen صبح · dort آنجا · leer خالی · zum برای (zu + dem)؛ به سمت (zu + dem)