dank
به لطفِ
در داستانها
»Dank meines Berufs weiß ich eben, wie man schreibt«, sagte er zufrieden zu seiner Frau.
«به لطف شغلم خب میدانم چطور باید نوشت»، او با رضایت به همسرش گفت.
واژههای مرتبط
die Arbeit کار · werden فعل کمکی مجهول (میشود، شد) · bis تا؛ تا وقتی که · kurz کوتاه · dass اینکه؛ که · nächst بعدی، آینده · später بعد · bei نزدِ، در · die Wohnung آپارتمان، خانه · bekommen دریافت کردن · doch که (تأکید) · wissen دانستن