واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Friseurin

اسم · جمع: Friseurinnen · B1

آرایشگر (زن)

در داستان‌ها

»Sie sehen zehn Jahre jünger aus«, sagte die Friseurin.

«شما ده سال جوان‌تر به نظر می‌رسید»، آرایشگر گفت.

Frau Berger lässt sich helfen (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

der Rücken کمر، پشت · schneiden چیدن، بریدن · wehtun درد گرفتن · putzen تمیز کردن · schmecken مزه دادن، خوشمزه بودن · das Stück تکه · aussehen به نظر رسیدن · dürfen اجازه داشتن · das Fenster پنجره · der Nachbar همسایه · der Stock طبقه · backen پختن (کیک)