die Friseurin
آرایشگر (زن)
در داستانها
»Sie sehen zehn Jahre jünger aus«, sagte die Friseurin.
«شما ده سال جوانتر به نظر میرسید»، آرایشگر گفت.
واژههای مرتبط
der Rücken کمر، پشت · schneiden چیدن، بریدن · wehtun درد گرفتن · putzen تمیز کردن · schmecken مزه دادن، خوشمزه بودن · das Stück تکه · aussehen به نظر رسیدن · dürfen اجازه داشتن · das Fenster پنجره · der Nachbar همسایه · der Stock طبقه · backen پختن (کیک)