واژه‌نامه · واژه‌های سطح B2

gewohnt

صفت · B2

معمول، عادی

در داستان‌ها

»Aufgrund der Verzögerung kann ich meine Arbeit nicht wie gewohnt erledigen.

«به دلیل این تأخیر نمی‌توانم کارم را مثل همیشه انجام دهم.

Der Beschwerdebrief (سطح B2)

واژه‌های مرتبط

vom از (von + dem) · die Firma شرکت · die Arbeit کار · werden فعل کمکی مجهول (می‌شود، شد) · bis تا؛ تا وقتی که · kurz کوتاه · dass اینکه؛ که · nächst بعدی، آینده · später بعد · bei نزدِ، در · die Wohnung آپارتمان، خانه · bekommen دریافت کردن