واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Hälfte

اسم · جمع: Hälften · B1

نصف

در داستان‌ها

Im Supermarkt in der Stadt wurde der gleiche Käse in Plastik verkauft, für die Hälfte des Preises.

در سوپرمارکتِ شهر همان پنیر در پلاستیک فروخته می‌شد، به نصف قیمت.

Ein Wochenende auf dem Hof (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

heizen گرم کردن (خانه) · die Hitze گرما · der Hofladen فروشگاه مزرعه · das Holz چوب · der Juli ژوئیه · das Klima اقلیم، آب‌وهوا · die Kuh گاو · der Lieferwagen ون، خودروی حمل بار · melken دوشیدن · nass خیس؛ بارانی · ökologisch ارگانیک، زیست‌سازگار · packen بسته‌بندی کردن، گذاشتن