واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

heizen

فعل · B1

heizt, heizte, hat geheizt

گرم کردن (خانه)

در داستان‌ها

Geheizt wurde mit Holz aus dem eigenen Wald.

گرمایش با چوبِ جنگل خودشان تأمین می‌شد.

Ein Wochenende auf dem Hof (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

gießen آبیاری کردن · gleich همان · herstellen تولید کردن، ساختن · der Hof مزرعه، حیاط · die Käserei پنیرسازی · lagern انبار بودن، نگهداری شدن؛ نگهداری کردن، انبار کردن · der Mai ماه مه · der Ökohof مزرعهٔ ارگانیک · reif رسیده · schützen محافظت کردن · sich melden دست بلند کردن، اعلام آمادگی کردن · sparen صرفه‌جویی کردن