واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

nass

صفت · B1

خیس؛ بارانی

در داستان‌ها

»Früher war der Mai nass.

«قدیم‌ها ماه مه بارانی بود.

Ein Wochenende auf dem Hof (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

die Käserei پنیرسازی · lagern انبار بودن، نگهداری شدن؛ نگهداری کردن، انبار کردن · der Mai ماه مه · der Ökohof مزرعهٔ ارگانیک · reif رسیده · schützen محافظت کردن · sich melden دست بلند کردن، اعلام آمادگی کردن · sparen صرفه‌جویی کردن · die Ware کالا · der Mitarbeiter کارمند؛ کارگر · der Preis قیمت · danach بعد از آن