nass
خیس؛ بارانی
در داستانها
»Früher war der Mai nass.
«قدیمها ماه مه بارانی بود.
واژههای مرتبط
die Käserei پنیرسازی · lagern انبار بودن، نگهداری شدن؛ نگهداری کردن، انبار کردن · der Mai ماه مه · der Ökohof مزرعهٔ ارگانیک · reif رسیده · schützen محافظت کردن · sich melden دست بلند کردن، اعلام آمادگی کردن · sparen صرفهجویی کردن · die Ware کالا · der Mitarbeiter کارمند؛ کارگر · der Preis قیمت · danach بعد از آن