واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Klinik

اسم · جمع: Kliniken · B1

کلینیک

در داستان‌ها

Sie hatte drei Jahre gelernt, nicht nur in der Berufsschule, sondern auch in der Klinik.

او سه سال آموزش دیده بود، نه فقط در هنرستان، بلکه در کلینیک هم.

Bitte vergiss nichts (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

gern با علاقه، با میل · leer خالی · lernen یاد گرفتن، آموختن · nie هیچ‌وقت · beim موقعِ (bei + dem) · lächeln لبخند زدن؛ لبخند · erzählen تعریف کردن · lesen خواندن · zeigen نشان دادن · wollen خواستن · arbeiten کار کردن · von از