leicht
آسان؛ سبک
در داستانها
»Das Problem ist leicht zu erkennen, aber schwer zu lösen.
«مشکل را راحت میشود تشخیص داد، اما حلش سخت است.
Aber in Europa wird gerade diskutiert, dass Handys und Laptops leichter reparierbar sein müssen.«
اما در اروپا الان بحث میشود که موبایلها و لپتاپها باید راحتتر قابل تعمیر باشند.»
واژههای مرتبط
jung جوان · dass اینکه؛ که · finden پیدا کردن؛ فکر کردن، نظر داشتن · wenn اگر، وقتی که · bekommen دریافت کردن · doch که (تأکید) · wissen دانستن · der Mann شوهر؛ مرد · der Samstag شنبه · sollen باید؛ قرار بودن؛ باید (توصیه) · neu جدید · von از