der Mut
جرئت، شجاعت
در داستانها
Dann kam der Mut.
بعد جرئت آمد.
»Du hast mir damals nicht nur viel erklärt, sondern mir auch Mut gemacht«, sagte er.
«تو آن موقع نه تنها خیلی چیزها برایم توضیح دادی، بلکه به من دل و جرئت هم دادی»، او گفت.
واژههای مرتبط
trotzdem با این حال · als بهعنوانِ؛ وقتی که · allerdings البته · andererseits از طرف دیگر · angestellt استخدامشده · die Antwort جواب · der Bauch شکم؛ دل (حس درونی) · desto …تر (در je … desto) · ehemalig سابق · entweder یا (در entweder … oder) · inzwischen در این فاصله، حالا دیگر · je هرچه (در je … desto)