na ja
خب، چه میشود کرد
در داستانها
»Na ja, so ist das halt beim Wandern.«
«خب، کوهپیمایی همین است دیگر.»
واژههای مرتبط
der Stein سنگ · wunderschön فوقالعاده زیبا · zum dritten Mal برای سومین بار · eben خب دیگر (حرف تأکید) · irgendwann دیر یا زود، زمانی · trainieren تمرین کردن · unten پایین · das Gesicht صورت · die Gruppe گروه · der Mai ماه مه · mal گاهی، یک وقت · unbedingt حتماً