zum dritten Mal
برای سومین بار
در داستانها
An einem Samstag im Mai wanderte Nasrin zum dritten Mal mit Ilkas Gruppe.
یک شنبه در ماه مه نسرین برای سومین بار با گروه ایلکا کوهپیمایی کرد.
واژههای مرتبط
viel خیلی · auch همچنین، حتی · nach به (مقصد)؛ برای · noch هنوز · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · an در، به · auf روی؛ برای (منتظر) · fragen پرسیدن · lachen خندیدن · im در (in + dem) · mit با · nicht نه