nachdem
بعد از اینکه
در داستانها
Nachdem sie alle Übungen gemacht hatte, hatte sie noch eine Serie auf Deutsch gesehen.
بعد از اینکه همهٔ تمرینها را انجام داده بود، یک سریال به زبان آلمانی هم دیده بود.
Nachdem sie zwanzig Minuten gelaufen war, stand sie endlich vor dem Gebäude.
بعد از اینکه بیست دقیقه راه رفته بود، بالاخره جلوی ساختمان ایستاد.
Nachdem sie den Brief zweimal gelesen hatte, rief sie ihre Mutter in Bandar Abbas an.
بعد از اینکه نامه را دو بار خوانده بود، به مادرش در بندرعباس زنگ زد.
واژههای مرتبط
die Uhr ساعت · lesen خواندن · die Mutter مادر · um ساعتِ (برای گفتن ساعت) · anrufen زنگ زدن · lange مدت زیادی · sehen دیدن · machen کردن؛ دادن (پیشنهاد)، انجام دادن · schon حالا دیگر، قبلاً · vor جلوی؛ از (ترس) · das Haus ساختمان، خانه · die Woche هفته