nutzen
nutzt, nutzte, hat genutzt
استفاده کردن
در داستانها
»Ich habe vor, jede Möglichkeit zu nutzen, Deutsch zu sprechen«, sagte sie.
«من قصد دارم از هر فرصتی برای آلمانی صحبت کردن استفاده کنم»، او گفت.
واژههای مرتبط
das Hindernis مانع، مشکل · die Hürde مانع (بلند)، سد · der Lärm سر و صدا، هیاهو · die Möglichkeit امکان، فرصت · die Sehnsucht اشتیاق، دلتنگی · die Sitte رسم، آداب · stehen bleiben ایستادن، توقف کردن · um ehrlich zu sein راستش را بخواهید · der Vergleich مقایسه · vorhaben قصد داشتن · das Vorurteil پیشداوری · weitergehen ادامه دادن به راه، رفتن