die Möglichkeit
امکان، فرصت
در داستانها
»Ich habe vor, jede Möglichkeit zu nutzen, Deutsch zu sprechen«, sagte sie.
«من قصد دارم از هر فرصتی برای آلمانی صحبت کردن استفاده کنم»، او گفت.
واژههای مرتبط
für برای؛ به · vor جلوی؛ از (ترس) · gut خوب · die Woche هفته · jetzt حالا · viel خیلی · die Frau خانم؛ زن · nur فقط · auch همچنین، حتی · nach به (مقصد)؛ برای · stehen ایستادن · noch هنوز