واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

die Sitte

اسم · جمع: Sitten · B1

رسم، آداب

در داستان‌ها

An manche Sitten hatte sie sich schnell gewöhnt.

به بعضی رسم‌ها او زود عادت کرده بود.

Um ehrlich zu sein (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

seit از (زمان)؛ از وقتی که · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · schon حالا دیگر، قبلاً · für برای؛ به · vor جلوی؛ از (ترس) · gut خوب · die Woche هفته · jetzt حالا · viel خیلی · die Frau خانم؛ زن · nur فقط · auch همچنین، حتی