der Lärm
سر و صدا، هیاهو
در داستانها
Sie hatte Sehnsucht nach ihrer Mutter, nach dem Lärm in den Straßen von Schiras und nach dem Essen.
او دلش برای مادرش، برای هیاهوی خیابانهای شیراز و برای غذا تنگ شده بود.
واژههای مرتبط
die Heimat وطن · lang به مدت · selten بهندرت · stark شدید، قوی · treffen دیدن، ملاقات کردن · das Treppenhaus راهپله · andere دیگر · besser بهتر · davon از آن · reden حرف زدن؛ حرف زدن (über) · darüber دربارهٔ آن · einmal یک بار