der Vergleich
مقایسه
در داستانها
Im Vergleich zu ihrer Heimat war hier alles leise.
در مقایسه با وطنش اینجا همه چیز ساکت بود.
Im Vergleich zu ihr sprach er schon viel besser.
در مقایسه با او، رضا حالا خیلی بهتر صحبت میکرد.
واژههای مرتبط
arbeiten کار کردن · von از · aus از، اهلِ · ganz تمام، کامل · das Jahr سال · seit از (زمان)؛ از وقتی که · mehr دیگر (با نفی)؛ بیشتر · schon حالا دیگر، قبلاً · für برای؛ به · vor جلوی؛ از (ترس) · gut خوب · die Woche هفته