das Rezept
دستور غذا
در داستانها
Deshalb hatte sie auch nie ein Rezept aufgeschrieben.
برای همین او هیچوقت دستور غذایی هم ننوشته بود.
واژههای مرتبط
der Garten باغچه · das Gemüse سبزیجات · mittags ظهرها؛ ظهر · sich freuen خوشحال شدن؛ خوشحال بودن، منتظر بودن (auf) · stolz سربلند، مفتخر · der Vater پدر · aussehen به نظر رسیدن · das Kind کودک · oder یا؛ نه؟ · sich setzen نشستن · teuer گران · die Zeit زمان، مدت؛ وقت