riechen
riecht, roch, hat gerochen
بو دادن
در داستانها
Der Braten kam in den Ofen, und die Küche roch nach Sonntag.
کباب به فر رفت، و آشپزخانه بوی یکشنبه میداد.
واژههای مرتبط
früher قدیمها، سابقاً · nicken سر تکان دادن · zuhören گوش دادن · trotzdem با این حال · die Leute مردم · als بهعنوانِ؛ وقتی که · die Banane موز · die Gurke خیار · unter در طولِ؛ زیرِ · das Fleisch گوشت · der Schrank کابینت، کمد · der Sommer تابستان