واژه‌نامه · واژه‌های سطح B1

samstags

قید · B1

شنبه‌ها

در داستان‌ها

Und samstags wird auf dem Markt jetzt an einem bestimmten Stand eingekauft.

و شنبه‌ها حالا در بازار از یک غرفهٔ مشخص خرید می‌شود.

Ein Wochenende auf dem Hof (سطح B1)

واژه‌های مرتبط

bestimmt مشخص، معین · das Feld مزرعه، دشت؛ زمین کشاورزی · gießen آبیاری کردن · gleich همان · herstellen تولید کردن، ساختن · der Hof مزرعه، حیاط · die Käserei پنیرسازی · lagern انبار بودن، نگهداری شدن؛ نگهداری کردن، انبار کردن · der Mai ماه مه · der Ökohof مزرعهٔ ارگانیک · reif رسیده · schützen محافظت کردن