schonen
schont, schonte, hat geschont
مراقبت کردن، فشار نیاوردن به
در داستانها
Er ging sogar wieder zur Arbeit, ohne den Fuß richtig zu schonen, sodass er abends oft Schmerzen hatte.
او حتی دوباره سر کار رفت، بدون اینکه از پایش درست مراقبت کند، طوری که شبها اغلب درد داشت.
واژههای مرتبط
zu به؛ (نشانهٔ مصدر) · der Abend شب، عصر · gehen رفتن؛ انجام شدن؛ بودن (موضوع) · auf روی؛ برای (منتظر) · lachen خندیدن · im در (in + dem) · nicht نه · aber اما · am در (an + dem) · haben داشتن · sagen گفتن · sein بودن